1390/11/08
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا آقا "دعا" می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا" می کند....
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا آقا "دعا" می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا" می کند....
بیستون هیچ ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود
آمدم ای شاه پناهم بده ... خط امانی ز گناهم بده
لشگر شیطان به کمین من است ... بی کسم ای شاه پناهم بده...
نگران نباش...
آدمی که بی صدا قهر میکند