تـمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی
تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی...را
جـلـب نـخـواهـد کـرد
جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش...
خــداونـدا پــرســـشـی دارم
رهــا کـــن آسـمـان هـا را ، بـیـا ایـن جـا قـضـاوت کـن
بـبـیـنـم در زمـیـن یـک مــرد پـیـدا مــی کـنــی یـا نــه؟
تـو هـم مـثـل هـمـه ، امـروز و فـردا مـی کـنـی یـا نـه؟
بـنـدگـانـت را از نـنـگ آدم بـودن و بـیـهــــوده فــرسودن ، مبـــرّا می کنی یا نه ؟
... بـــرای آخــــریـن پــرســـــش
قیامت را بگو ، مـــــــــردانه ، برپا می کنی یا نه ؟
گذشته ای که حالمان را گرفته است
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم
و حالی که حالمان را بهم میزند
چه زندگی شیرینی
پ ن : دلم احساس غم دارد ، دراین انبوه ویرانى ، کمى تاقسمتى ابرى و شاید باز بارانى…