یادداشت های روزانه یک دیوانــه

متن های عاشقانه,اشعار عاشقانه,تک بیتی عاشقانه,دوبیتی عاشقانه,جملات زیبا,جملات قصار,اس ام اس عاشقانه,sms عاشقانه

یادداشت های روزانه یک دیوانــه

متن های عاشقانه,اشعار عاشقانه,تک بیتی عاشقانه,دوبیتی عاشقانه,جملات زیبا,جملات قصار,اس ام اس عاشقانه,sms عاشقانه

بعد از مُردنم...


بعد از مُردنم سرم را جدا کنید


بگذارید روی شانه ام .


شانه ای که سر می خواست


سری که شانه می خواست


هر دو را برسانید به آرزوشان...




دنیا با ما نیامد...


سرگذشتمان چنین بود ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد...



چه عمری گذشت...


چه عمری گذشت تا باورمان شد...


آنچه را باد برد خودمان بودیم!




هیچ وقت!


هیچ وقت نه مسجد، نه صدای اذان، نه وضو گرفتن و اخ و تف انداختن


و بالاخره نه دولا راست شدن در مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق که باید


بزبان عربی با او اختلاط کرد، در من تاثیری نداشته است.



صادق هدایت




شهر باید به من الکلی عادت بکند....


میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه ای بالا ببرم آنچه نبایست بکنم !


آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود


برود هر که دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من الکلی عادت بکند........