تو رفته ای
و بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه
مهمترین بحران خاورمیانه است و
این احمق ها هنوز سر نفت میجنگند...
دستانِ من نمی توانند
نه؛ نمی توانند
هرگز این سیب را
عادلانه قسمت کنند!
تو به سهم خود فکر میکنی
من به سهم تو!
درد من و تمام تبرخوردهها یکیست
باور نمیکنیم که مردیم مدتیست
آنها در انتظار دوباره پرندهای
من فکر بازگشت کسی که نبود و نیست
از هرکجا نرفته به من بازگشتهای
ای بومرنگ خستهی من! یک نفس بایست!
یک عمر میدویم و به جایی نمیرسیم
یک عمر میدویم؟ دویدن برای چیست؟!
در پیله خوشتریم که در چشم روزگار
کفتار و کرم و کفتر و پروانه هم یکیست
بیچاره قلب من که در این جنگل شلوغ
خرگوش مرده زاده شد و لاکپشت زیست