برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی
نترس گردوی کوچک
آنچه سیاه می شود روی تو نیست دست آنهاست . . .
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
تو همیشه دعوتی ...
راس ساعت دلتنگی
عبور تو از حوالی چشم های من
تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگی ام بود
چراکه من همیشه منتظر نیامدنت بودم ...
مرهم زخم های کهنه ام
کنج لبان توست
بوسه نمی خواهم
سخنی بگو …