X
تبلیغات
رایتل
1392/08/14

می‌‌شود یک شب خوابید


و صبح با خبر شد


غمها را از یک کنار به دور ریخته اند ؟


که اگر اشکی هست


یا از عمقِ شادمانیِ دلی‌ بی‌ درد است


یا از پس به هم رسیدن‌های دور


یا گریه کودکی که دستِ بی‌ حواسش


بادبادکی را بر باد می‌‌دهد


کاش می‌‌شد


یک صبح


کسی‌ زنگِ خانه هامان را بزند بگوید:


با دستِ پر آمده ایم


با لبخند


با قلب‌هایی‌ آکنده از عشق‌های واقعی‌


از آنسوی دوست داشتن ها


آمده‌ایم بمانیم و هرگز نرویم



هیچکس نمی داند


چقدر جایِ شادمانی‌های بی‌ سبب در دل نسلِ ما خالیست....

دوبیتی های زیبا دو بیتی های عاشقانه دوبیتی وبلاگ های زیبا متنهای زیبا یادداشت های روزانه یک دیوانه نوشته های زیبا متن زیبا متن های زیبا آهنگ قاصدک مهدی یراحی رهی معیری شعر ای کاروان بامداد فلاحتی دانلود آهنگ ای کاروان ای ساربان ای کاروان، لیلای من کج دوبیتی عاشقانه