یادداشت های روزانه یک دیوانــه

متن های عاشقانه,اشعار عاشقانه,تک بیتی عاشقانه,دوبیتی عاشقانه,جملات زیبا,جملات قصار,اس ام اس عاشقانه,sms عاشقانه

یادداشت های روزانه یک دیوانــه

متن های عاشقانه,اشعار عاشقانه,تک بیتی عاشقانه,دوبیتی عاشقانه,جملات زیبا,جملات قصار,اس ام اس عاشقانه,sms عاشقانه

به روزگار خودم جای گریه می خندم

چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندم
به روزگار خودم جای گریه می خندم
 
چه ساده ام که پس از این هزار و هجده سال
هنوز هم به قراری که بسته ای بندم:
 
که می رسیّ و برای همیشه می مانی
و می دهی به نفس های خسته ام جانی
 
به انتهای خودم می رسم به این بن بست
همیشه قصه ی بی سرپناهی ام این است
 
همیشه آخر هر اتفاق می بازم
برنده باشی اگر،من به باخت می نازم

نشسته کنج قفس یک پرنده ی زخمی
تو حال خسته ی من را چگونه می فهمی؟

پرنده ایّ و قفس را ندیده ای هرگز
تو طعم تلخ قفس را چشیده ای هرگز؟

نشسته زیر پرت آسمان...چه خوشبختی
همیشه دور و برت آسمان...چه خوشبختی

تو از پرنده ی بی بال و پر چه می دانی؟
تو ای پرنده ی پر شور و شر...چه می دانی؟

دوباره سادگی ام کار می دهد دستم
نمی شود که از عشقت گذشت،دلبندم!
 
اگر چه سر به هوایی،قرار یادت نیست
هنوز هم به قراری که بسته ای بندم
 
هنوز هم که هنوز است حین هر باران
تو را برای نفس هام آرزومندم
 
تو سهم عاشقی ام...  نه ،نبوده ای هرگز
به روزگار خودم جای گریه می خندم

نظرات 3 + ارسال نظر
پرنده 1389/03/23 ساعت 03:56 ب.ظ

فوق العاده بود.

نسیم 1389/04/29 ساعت 12:06 ب.ظ

محشر بود، سرشار از احساس

simin 1389/09/21 ساعت 06:37 ب.ظ

بسیار زیبا و دلنشین.این شعر از کیه؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد