X
تبلیغات
رایتل
1388/11/11




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟


نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟


عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟


وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟


آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟


شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟


بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا



برچسب ها : اشعار استاد شهریار,شعر+شهریار


دوبیتی های زیبا دو بیتی های عاشقانه دوبیتی وبلاگ های زیبا متنهای زیبا یادداشت های روزانه یک دیوانه نوشته های زیبا متن زیبا متن های زیبا آهنگ قاصدک مهدی یراحی رهی معیری شعر ای کاروان بامداد فلاحتی دانلود آهنگ ای کاروان ای ساربان ای کاروان، لیلای من کج دوبیتی عاشقانه