X
تبلیغات
رایتل
1388/05/13

شب سردی است، و من افسرده.
راه دوری است، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
 

می کنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند زمن آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غم ها.

 
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.
 

نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!

 
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
 

مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من، لیک، غمی غمناک است

سهراب سپهری

دوبیتی های زیبا دو بیتی های عاشقانه دوبیتی وبلاگ های زیبا متنهای زیبا یادداشت های روزانه یک دیوانه نوشته های زیبا متن زیبا متن های زیبا آهنگ قاصدک مهدی یراحی رهی معیری شعر ای کاروان بامداد فلاحتی دانلود آهنگ ای کاروان ای ساربان ای کاروان، لیلای من کج دوبیتی عاشقانه